تبليغاتX
از هر کرانه
خانهایمیلآرشیوRss
Search

گربه و کاسه ی عتیقه  

موضوع: موفقیت یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 10:38

 گربه و کاسه ی عتیقه


عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده، وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه ای در آن آب می خورد.

فکر کرد؛ اگر قیمت کاسه را بپرسد، رعیت ملتفت مطلب می شود و قیمت گرانی بر آن می نهد. برای همین گفت: "
عمو جان! چه گربه ی قشنگی داری! آیا حاضری آن را به من به فروشی؟"

رعیت گفت: "
چند می خری؟" مرد گفت: "یک دلار"

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: "
خیر اش را به بینی"

عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: "
عمو جان! این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود، بهتر است کاسه ی آب را هم به من به فروشی" رعیت گفت: "قربان! من به این وسیله تا به حال پانزده گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست."

منبع: http://groups.yahoo.com/group/Movafaghiat/join

نوشته شده توسط MSL | لینک ثابت |

I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati