در حوزه عيني و واقعي سياست، چه کسي وجود «توطئه» و تلاش دشمنان يا مخالفان و رقبا را براي تخريب و کارشکني، نفي مي کند؟ به نظر مي رسد که چنين مضموني، مفروض تمام کساني است که پاي در عرصه سياست مي نهند. اينجا و در اين ديار نيز، در تاريخ سياسي معاصر ايران، شواهد متعددي از «توطئه» مي توان ذکر کرد که دولت هاي ملي و دموکرات را هدف گرفته اند؛ کودتاي 28مرداد32 شايد برجسته ترين نمونه يي باشد که از دل «توطئه» مشترک دشمنان خارجي و مخالفان داخلي دولت ملي دکتر محمد مصدق، شکل گرفت و متاسفانه به فرجام رسيد؛ رخدادي که آسيب ها و پيامدهاي ناگوار بر روند دموکراتيزاسيون در ايران به جاي گذاشت. چگونگي ترور زنده ياد دکتر فاطمي و همکاري کينه توزانه مخالفان داخلي آزادي و استقلال ميهن، با دشمنان خارجي و سرانجام محقق شدن ترور ناجوانمردانه، يک شاهد ديگر است (آنچنان که مرحوم عراقي به وضوح در خاطرات خود تبيين کرده است). يا مي توان از «بحران هاي 9روز يک بار» عليه دولت خاتمي ياد کرد؛ بحران هايي که بايد بسيار
خوش بين بود تا آنها را با مقوله «توطئه» گره نزد... خلاصه آن که وجود توطئه و تلاش براي سامان دادن و اجراي آن در عرصه سياست جاري در اغلب نقاط جهان، امري بديهي به نظر مي رسد.
اما، ميان اين نکته و اين رويکرد که هر مشکل و عيب و ايراد و کاستي به مخالفان سياسي و دشمنان نسبت داده شود، فاصله بسيار است. در واقع در حالت اخير، بدون يک نقد منصفانه و علمي و واقع بينانه از مشکلات و نواقص و بحران ها، و بدون توجه به لزوم تلاش براي اصلاح استراتژي ها يا تاکتيک ها و برنامه ها، سرانگشت ارزيابي، پيشاپيش به سوي «عامل بيروني» (مخالف، رقيب، يا دشمن) نشانه رفته است. چنين رويکردي، اگر آگاهانه اتخاذ شود، به معناي شانه خالي کردن از بار مسووليت ها و فرار از پاسخگويي و در بد ترين حالت، عوام فريبي است و اگر غيرعامدانه و ناآگاهانه انجام گيرد، به معناي يک غفلت فاحش (فراموش کردن ضعف ها و کاستي هاي خود، به عنوان اصل و مبنا) و به تعبيري، پاي نهادن در وادي بي فرجام است...
اما غرض از اين مقدمه، نقد رفتار و رويکردي است که به گونه يي محسوس در دولت احمدي نژاد و به ويژه در اظهار نظرها و سخنراني ها و مصاحبه هاي شخص رئيس جمهور، مشاهده مي شود.
حدود دو سال از روي کار آمدن احمدي نژاد و همفکرانش و در اختيار گرفتن سکان اجرايي کشور توسط آنان سپري مي شود و از ديد منتقدان اغلب وعده هاي انتخاباتي احمدي نژاد شعاري و گاه غيرعلمي و غيرواقعي - در کوتاه مدت، و برخي در ميان مدت - بود که از همان ابتدا، و در مقام تحليل و ارزيابي ميزان توفيق دولت، به مثابه يکي از موانع و مشکلات جدي دولت نهم، مورد اشاره صاحبنظران - و حتي برخي از همفکران و حاميان شخص احمدي نژاد - قرار گرفت. آنچه که پيش بيني مي شد، به تدريج، و در عرصه هاي گوناگون، رخ نمود؛ گو اينکه درآمد خيره کننده نفت و رانتي که نصيب دولت شد، در موارد و مواقعي، مشکلات و کاستي ها و بحران ها را به تعويق انداخت...
اما نکته قابل توجه، در دستور کار قرار گرفتن بحث و مفهوم «تئوري توطئه» از سوي احمدي نژاد و دولت او، از همان ابتدا و در مقاطع متعدد بود ؛ «مافياي قدرت و ثروت»، «کارشکني هاي مخالفان دولت»، «اخلال ها» و مضامين و مفاهيم مشابه، پيوسته مورد استناد قرار گرفت تا از دل همان رفتار سياسي-اجتماعي توده گرايانه(پوپوليستي)، «توپ» مشکلات به زمين نامشخص «توطئه هاي طراحي و عملياتي شده» افکنده شود.
دستگاه تبليغاتي و رسانه هاي حامي و پوشش دهنده دولت - که به گونه آشکار و محسوس، «رسانه ملي» را نيز شامل مي شود - نيز بر طبل اين رويکرد کوبيدند و به قدر لازم و کافي، به توجيه اينچنيني کاستي ها، ضعف ها و عدم توفيق دولت در تحقق وعده هايش دست يازيدند. کمتر حوزه يي بوده است که احمدي نژاد و سخنگوي دولت و وزرايش، از دست «مخالفان» و «معاندان» و «توطئه گران» نناليده و به توجيه و اعتراض نپرداخته باشند؛ آن چنان که حتي به تازگي بحث مشکل «زباله هاي بيمارستاني» هم شامل همين فرافکني شد، يا در کنفرانس خبري چهارشنبه هفته پيش احمدي نژاد - با حضور خبرنگاران همسو - وي هرچند به عدم توفيق دولتش در يک رقمي کردن نرخ تورم اشاره کرد و تورم
6/13درصدي را مورد اشاره قرار داد، اما باز هم به جاي عذرخواهي از مردم و پذيرش نواقص برنامه ها و کاستي هاي راهبردها و راهکارهاي اقتصادي اش، پاي «عده يي» را به ميان کشيد و از منظر تئوري توطئه به توجيه نشست؛ «امروز موج تبليغات سنگيني را مشاهده مي کنيم که مي خواهند بخش رواني تورم را تقويت کنند. عده يي مي خواهند فشار بياورند؛ ولي من از مردم مي خواهم که تحمل کنند... عده يي مي خواهند از فضا سوءاستفاده کنند و بر مردم فشار بياورند... دولت مي تواند با همراهي مردم اينها راشکست دهد.»(مطبوعات 21تير86)
حتي اگر با مفروض احمدي نژاد موافق باشيم ( فعاليت پيوسته «عده يي» مزاحم از طريق رسانه هاي شان يا با بهره جستن از ديگر امکانات براي فشار بر دولت او و نيز بر جامعه، و مثلاً ايجاد تورم و دامن زدن به وجه رواني تورم و...) کدام ناظر بي طرف و عقل متوسطي مي پذيرد که دولت با اين حجم عظيم درآمد چند ده ميليارد دلاري نفتي و اين همه امکان و ابزار رسانه يي و تبليغي (از جمله صدا و سيما، که يک شبکه آن، تيراژ و مخاطباني فراتر از تمامي مطبوعات غيرهمسو با دولت دارد) ، مقصر اصلي نيست و آن «عده» هميشگي، عامل محوري مشکلات و کاستي ها هستند؟
توجيه ها، فرافکني ها و استدلال هاي مبتني بر «تئوري توطئه» و سخنان غيرمستند رئيس جمهور، هرچند در کوتاه مدت گره گشا شود، اما پيامدها و تبعات اقتصادي و اجتماعي آن، به گونه يي گريز ناپذير - و هرچند که وي و همفکرانش نخواهند و نپسندند - خود را بر اظهارات غيرواقعي و توجيه هاي روزمره، ديکته، و بر واقعيت تحميل خواهد کرد.