موضوع: موفقیت
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 12:40
:: درخشش کاذب
يك روز صبح به همراه يكي از دوستانم در بيابانهای اطراف منزلمان قدم مي زديم. قصد داشتیم به «دره» ی پایین بیابان برویم، كه چيزي را ديدیم كه در افق مي درخشيد.
هرچند مقصود ما رفتن به «دره» بود. ولی براي ديدن آن چه، این درخشش را از خود باز مي تاباند، مسير خود را تغيير داديم [...] تقريباً يك ساعت در زير خورشيدي كه مدام گرم تر مي شد راه رفتيم و تنها هنگامي كه به آن شیء درخشان رسيديم، توانستيم كشف كنيم كه چيست!؟
يك بطري خالی آب که غبار صحرايي در درونش متبلور شده بود.
از آنجا كه بيابان بسيار گرم تر از يك ساعت قبل شده بود، تصميم گرفتيم که ديگر به سمت «دره» نرويم. به هنگام بازگشت داشتم به این فكر می كردم که چند بار به خاطر درخششهای كاذب راهي ديگر، از پيمودن راه خود باز مانده ايم؟
اما باز فكر كردم: اگر به سمت آن بطري نمي رفتيم چطور مي فهميديم فقط درخششي كاذب است؟
پس نتيجه مي گيريم كه هر شكستی لااقل اين فايده را دارد كه انسان يكي از راههايي را كه به شكست منتهي مي شود، مي شناسد.