دیدگاه امام خمینی (ره) به عنوان برجستهترین اسلامشناس، به پیشرفت و توسعه ی منبعث از جهانبینی دینی است. در نگرش ایشان با آنکه پیشرفت و توسعهی متوازن و متناسب در همهی ابعاد جهان پذیرفته شد، لیکن فرایند پیشرفت و توسعه باید در مجموع به استحکام پایههای دین، تقویت مبانی اسلامی ـ ایرانی و تربیت و هدایت انسان منتهی گردد. در اندیشهی امام(ره) پیشرفت و توسعه چه پیشرفت و توسعهی سیاسی و اقتصادی و چه پیشرفت و توسعهی علمی و فرهنگی و غیره علاوه برآن که اصول، مبانی و ملزومات خاص خود را دارد، میبایست برآورندهی اهدافی بلند و متعالی باشد که از بطن اندیشهی دینی ناشی میشود و در رأس همه، خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه میباشد. پیشرفت و توسعه در هدف غایی خود باید رضایت خداوند را برآورده سازد و گرنه اثر آن در همین حیات مادی مختصر میشود، اگر اثری بر آن مترتبت باشد؛ اما اگر پیشرفت و توسعهی مادی به پیشرفت و توسعهی معنویت پیوند خورده و جامعهای انسانی با مقاصد عالی ظهور یافت؛ این پیشرفت و توسعه، پایدارو مبتنی بر هدف اصلی خود بوده است.
پیشرفت و توسعه نباید به اصول عالیهی اسلام خلل وارد سازد و به ترویج بیدینی منجر گردد. از بیانات گوناگون امام (ره) به دست میآید که پیشرفت و توسعهی همه جانبه علاوه بر ترقی سطح زندگی عامه (بعد مادی جامعه)، باید به تجلی دینداری در جامعه، تقویت ایمان، گسترش معنویت و اخلاق اسلامی بینجامد.
پیشرفت و توسعه باید زمینهی مناسب را برای حفظ اسلام و ترویج مکتب در جامعه، نشر معارف اسلامی، تحقق علمی احکام اسلام و رعایت حدود الهی فراهم کند. لذا از اهداف مهم پیشرفت و توسعهی سیاسی در نظرگاه ایشان استقرار حکومت اسلامی است. اگر فرایند پیشرفت و توسعه به بیدینی، متروک ماندن احکام و حدود اسلامی، مهجوریت معارف دینی و کنارگذاشتهشدن مکتب منجر شود، این پیشرفت و توسعه مورد پذیرش حضرت امام (ره) نخواهد بود و با برنامهریزی چنین پیشرفت و توسعهای مخالفت خواهد بود.
ایشان اسلام را امانت الهی میداند که همهی ملت در حفظ آن مسئول هستند و میفرماید:
«تمامی ملت… بی استثنا مسئول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت، این اسلام که امانت است و دست ماست.»1
فرایند پیشرفت و توسعه در کشور از دیدگاه امام باید نظم در ادارهی کشور را پدید آورد تا موجب بهبود و کارآیی نظام گردد. وی میفرماید: «همهی جامعه باید نظم داشته باشد… اگر نظم از کار برداشته بشود جامعه از بین میرود.»2
یکی از ضروری ترین مسائل برای پیشرفت و توسعهی کشور، امنیت داخلی است. فقدان امنیت و بروز آشوب و هرج و مرج، اساس جامعه را متزلزل میکند و فرصتهای لازم برای سرمایهگذاریها، عمران و اصلاح جامعه را ضایع میسازد. ایشان میفرماید:
«ما در سایه ی آرامش و وحدت میتوانیم این کشور را به مقاصد عالیهی اسلامی برسانیم…»3
از اهداف مهم پیشرفت و توسعه در بعد فرهنگی، دور شدن از فرهنگ بیگانهی غربی و روآوری به فرهنگ اسلامی است؛ یعنی برعدم وابستگی فرهنگی و استقلال همه جانبه تأکید شده است. از آنجایی که علم و دانش، تخصص و فن آوری حتی با فراگیری از فنآوری غرب مورد تشویق و تأکید امام (ره) است، ولی این علم و دانش نیز مشروط است به آن که جهتدار و هدفدار باشد و منجر به حاکمیت بخش فاسد تمدن غربی نگردد؛ علمی که تعهد،اخلاق و سلامت انسان را تضمین کند، نه آنکه مایهی انحطاط و موجب تباهی او گردد.
از دیدگاه امام (ره) محور، پیشرفت و توسعهی انسان است و نگاه ایشان به پیشرفت و توسعه دیدگاهی انسان شناسانه و در قلمروی معرفت دینی است که هدف غایی پیشرفت و توسعه را تربیت انسان کامل در جامعه میداند. انسانی که در همهی ابعاد وجودش، کمال یافته است و توانایی ایجاد تحول و دگرگونی در جامعه را به سوی خیر و صلاح عمومی دارد.
امام (ره) در این رابطه میفرماید: «اسلام همهی ترقیات و همهی صنعتها را قبول دارد، با تباهی مخالف است، با آن چیزهایی که تباه میکند جوانهای ما را، مملکت ما را، با آنها مخالف است اما با همهی ترقیات، همهی تمدنها موافق است.»4
بنابراین از دیدگاه امام (ره)، همهی تلاشها و کارکردها در حوزههای مختلف علمی، فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نهایتاً باید به ساخته شدن انسان، تربیت و هدایت او منجر شود تا از تباهی رهایی یابد؛ زیرا اگر انسان درست شد هم جامعه را به مسیر کمال و راههای درست سوق میدهد و هم مکتب را حفظ می کند، در نتیجه زمینهی مناسب برای زندگی و حیات جامعهی انسانی فراهم میگردد و در مسیر پیشرفت، توسعه تعالی قرارمیگیرد.
از ديگر فوايد و محاسن خدمت گزاري و کمک به مردم رضايت و شفاعت پيامبر (ص) و ائمه ي معصومين (ع) است ، چنانکه امام على (عليهالسلام) مىفرمايد: مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى ؛ «هر کس مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است » .
خدمت و کمک به ديگران موجب ايجاد احساس آرامش و خشنودي خود انسان مي شود ، چه اين که بارها اتفاق افتاده يا ديده ايم کساني که به ديگران کمک مي کنند و حتي خود ما پس از هر کمکي ، در وجود خود ، احساس مفيد بودن و ارزشمند بودن را حس کرده ايم . توانايي انسان در هر زمينه اي " اين توانايي ممکن است آموختن علم و دانش به ديگران ، کمک مالي ، دادن غذا به در راه مانده اي ، نجات اسيري از بند ،حتي ايجاد لبخند بر لب ديگران و هزاران چيز ديگر " زماني مفيد و داراي ارزش است که جهت خدمت به مردم باشد . از طرفي کمک و خدمت به مردم دعاي خير آنان را در پي دارد که اين هم مي تواند از فوايد و نتايج خدمت گزاري باشد چه اين که بارها شنيده ايم که دعاي خير مردم يار و همراه خدمت گزاران به مردم است ؛ زيرا دعاى آنان درباره خدمت رسان و احسانکننده به اجابت خواهد رسيد
والسلام علکيم و الحمدلله و برکات
